الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
181
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
بسيار است . پس سرِ آن فروتنى است ، و چشمش بيزارى از حسد ، و گوشش فهميدن ، و زبانش راستگويى ، و حافظهاش تفحص و جستجو ، و دلش نيكى نيت ، و عقلش شناختن چيزها و كارها ، و دستش رحمت و دلنرمى ، و پايش ديدن علما ، و همتش سلامتى مردم از صاحبش ، و حكمتش پرهيزگارى ، و قرارگاهش نجات ، و لشكركشش دورى از بدىها ، و حيوان سواريش نگاهداشتن عهد ، و حربهاش نرمى سخن ، و شمشيرش رضا و خشنودى ، و كمانش مدارا با دشمنان ، و لشكرش گفتوگوى با علما ( كه با ايشان بگويد و بشنود ) ، و مالش ادب ، و ذخيرهاش دورى و پرهيز كردن از گناهان ، و توشهاش نيكى ، و آرامگاهش مصالحه و ترك دشمنى ، و رهبرش هدايت ، و يارش دوستى نيكان است » . 130 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از احمد بن محمد بن ابى نصر ، از حمّاد بن عثمان ، ازامام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : علم ، خوب وزيرى است از براى ايمان ، و حلم ، خوب وزيرى است از براى علم ، و مدارا ، خوب وزيرى است از براى حلم ، و صبر ، خوب وزيرى است از براى مدارا » ( در بعضى از نسخهها ، به جاى صبر ، عبرت است . و معنى آن ، پند گرفتن است ) . 131 / 4 . على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از جعفر بن محمد اشعرى ، از عبداللَّه بن ميمون قدّاح ، از امام جعفر صادق عليه السلام ، از پدرانش عليهم السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « مردى به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد كه : يا رسول اللَّه ، چيست كه باعث حصول علم مىشود ؟ فرمود : خاموشى . عرض كرد كه : بعد از آن چيست ؟ فرمود كه : گوش دادن و شنيدن . عرض كرد كه : بعد از آن چيست ؟ فرمود كه : حفظ و ضبط كردن . عرض كرد كه : بعد از آن چيست ؟ فرمود كه : عمل كردن به آن . عرض كرد كه : بعد از آن چيست يا رسول اللَّه ؟ فرمود كه : آشكار كردن و پراكنده نمودن آن ميان مردمان » . 132 / 5 . على بن ابراهيم ، روايت كرده و آن را مرفوع ساخته به سوى امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود : « طلب كنندگان علم ، سه قسماند . پس ايشان را به ذات و صفات ايشان بشناسيم : يك قسم آن را طلب مىكند از براى استخفاف و استهزا كه لازم جهل است ، تا آنكه با غير خود جدال كند . و قسم ديگر ، آنكه آن را مىطلبد از براى گردنكشى كردن و زيادتى جستن و فريب دادن . و قسم ديگر ، آن را مىطلبد از براى دانش و عمل كردن ( در بعضى نسخهها به جاى عمل ، عقل ، واقع شده و بنا بر اين نسخه ، مراد آن است كه طلب كردن از